۷ مطلب با موضوع «دست نوشته» ثبت شده است

پیچک تا آسمان

معجزه ای هست...

که هنگاهی که ریشه بدواند مانند پیچک تا آسمان را زیبا میکند

پیچکی که گل های رز سرخ دارد

بذرش در هرجایی که کاشته شود

یا حتی باد آن را جا گذاشته باشد

جوانه میزند و گلستان می شود...

در قلب ها...

در دست ها...

حتی در جنگ ها...

پیچک محبت...

معجزه ای زیباست

****

****

۰۶ آبان ۹۶ ، ۲۳:۵۱ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

دلتنگی...رو به بینهایت

نمیدانم

این دلتنگی

کی پایان میابد

دلتنگی رو به بی نهایت ها

همانند مهربانی ات...

رو به مهربانی ات...

۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۳۷ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

احوالات اینجانب...

استقبال از پایانترم

و

همش امتحان!

مردد

خدایاااااااااااااااا

خودت میدونی دیگه!

۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۱۶ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

انسان 250 ساله رسید

امروز بسته ی کتاب ها رسید

انسان 250ساله

و...

از دانشگاه تا خونه رو پرواز کردم

۰۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۳۱ ۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

پنجاه

نمیدانم...

چرا اینگونه شده...

به جای آموختن خوبیها از بزرگان

باید مدام گفت

بزرگتر است...

احترامش واجب...

ومدام باید قول داد:

من سعی میکنم اینطوررفتار نکنم!و مطمعن میشوم

50 سال برای این دنیا زیاد هم هست!

۲۱ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۴۴ ۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

فکر میکردم کم حرفی!!!

برای اولین بار نبود که اورا میدیدم

از بچگی

هزاااااااااااارااااااااااااااااا بااااااااار او را دیده بودم

ولی آن روز زبانم بند آمده بود

انگار اولین بار بود که با او هم کلام میشدم...

فکر نمیکردم او برای همیشه هم کلام زندگی ام شود...

برای همیشه...

اما حالا میگوید:

فکر میکردم خیلی کم حرفی!

آرام

کمی هم نفس بکش بانو!!!

چشمک

۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

دریای او


وقتی برای اولین بار دریا رو دیدم

شب بود و موج های دریا می درخشیدند

از بزرگی و صدای محکم امواجش ترسیدم

ولی وقتی شیرینی آرامشش رو فهمیدم همه چی عوض شد

تو خیال من شده بود آدمی محکم و با ابهت و رازدار و بخشنده...

حالا دریا رو توی بعضی افراد پیدا کردم...

محکم

با ابهت

راز دار

بخشنده

مهربون

...

مثل او

۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۱ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰